دؤنوشسوز بیر دؤنوش! بازگشت بی بازگشت!

سلام ، سلامی به دیریِ 1 سال و 1 ماه و 11 روز! بله! 1 سال و 1 ماه و 11 روز شد ، رفتن از کلبه ی کوچکی که 2 سال و 4 ماه و پانزده روز پیش بنایش کردم! اما دیگر باز گشتم، بازگشتنی که در آن بازگشتی نخواهد بود اگر خدا بخواهد! یعنی اومدم که بمونم. اومدم شمعی بیافروزم و دوباره این کلبه رو روشن کنم و پروانه های عاشق رو توش جمع کنم تا با هم صدای عشق رو به گوش دنیا برسونیم!

تو این راه یکساله، آغشته به رنگ چهار فصل ، از این رنگ به اون رنگ ، از این کتاب به اون کتاب ، از این قصه به اون قصه ، از این شعر به اون شعر ، از این زبان به اون زبان پر کشیدم و اومدم تا آسمان. و در آسمان دوستیِ یک رنگ و بی کرانِ شما خواهم ماند تا ابد!

 شاید این عکس ها بتوانند چند قدمی از این راه یک ساله را به تصویر بکشند:

 

 

/ 0 نظر / 50 بازدید